بل بشو !

بچه رو از مدرسه ارجاع دادن ، قرار بوده تست های هوش و بیش فعالی و … ازش گرفته بشه ، بچه همکاری نکرده ، روان سنج به روان شناس کودک ارجاع می ده برای مصاحبه ی بالینی ، روانشناس کودک هم نمی تونه با کودک رابطه بگیره و قرار می شه مشاور خانواده ، مادر کودک رو ببینه .

مادر رو تنها می بینم ، فرایندی که طی کرده تا به من برسه رو برام تعریف می کنه ولی نتایج تست و مصاحبه با کودکش رو نمی دونه ، از منشی خواهش می کنم پرونده ها و نتایج رو به من بده ، همکار روان شناسم رو می بینم ، می گه از بچه چیزی حاصل نشد ، باید دارو بخوره تا آروم باشه بتونیم اطلاعات بگیریم و بررسی اش کنیم ، من به شما ارجاعش دادم ، باهاش حرف بزنید بعد با هم جلسه ای بذاریم .

حاصل جلسات با مادر و سپس پدر خانواده :

مادر هوش متوسط به پایین داره ، شوهرش پسر عموشه که یک سال بعد ازدواج به دلیل خوردن اتانول بینایی اش رو به میزان زیادی از دست داده ، با وجود کم بینایی همسرش رو قبول نداره و می گه حرف زدنش رو بلد نیست ، عقلش نمی کشه ، حرفای خنده دار می زنه ، آدم خجالت می کشه از حرف زدنش اونقدر که سوتی می ده ،  از خودش نظر نداره ، من هزاری هم حرف بزنم نمیشنوه و بها نمی ده ، حرف ، حرف مادر و برادرشه ، اونا به ما کمک مالی می کنن ، اگه مادرش اجازه بده این خانوم با من رابطه داره در غیر اینصورت سالی دو بار هم با هم نیستیم ، خدا رو شکر مادرم گوشش نمیشنوه وگرنه اگر میشنید این خانوم به مادرم چه بدوبیراه هایی می گه جنگ جهانی داشتیم ، با وجود این که دختر عموم بود زیاد ندیده بودمش ، اصلا نمی دونم چه جور شد گرفتمش ( در لفافه اشاره به دعا و جادو می کنه ) ، الان هم منو بیرون می بینن می گن تو کجا و اینا کجا ، این چی بود رفتی گرفتی ، من قبلا هم اتانول خورده بودم چرا هیچی ام نشده بود ؟ وقتی با این خانوم ازدواج کردم خوردم و کور شدم ! این خانوم عقب مونده اس ، نمی کشه من چی می گم ، نمی فهمه من چی می گم ، من دلم می خواد دختر داشته باشم ولی خانومم از مادرش اجازه نگرفته و ….

خانوم می گه ، مادرش خیلی اذیت می کنه ، از وقتی اتانول خورد و بینایی اش رو از دست داد خونه نشین شده ، کمک های مردم و خانوادم هست که ما روزگار میگذرونیم ، بچه ام از وقتی دنیا اومد تشنج گرفت ، الان شش ساله داره قرص می خوره ، می خوام قرص ها رو قطع کنم ، مامانم می گه دیگه بهش قرص نده ، پسرم فقط از برادرم حرف شنوی داره اونجا که می ریم از ترسش ساکته ، ولی خونمون و هر جای دیگه که بریم ، همه جا رو به هم می زنه و حرف منو گوش نمی ده ، تو رو خدا بگید بچه ام درست می شه ؟ تو مدرسه گفتن یه جا نمی شینه و بقیه بچه ها رو گاز می گیره ، باباش رفته مدیر و معلمش رو فحش داده و برگشته ، مدرسه می گه تا مشاوره نره نمی ذاریم برگرده به مدرسه ، دلم می خواد بچه ام نمونه باشه ، الگو شه برای بقیه ، خواهرشوهرهام ، جاری ام ، فامیل های خودمون حرف درست کنن ، مامانم می گه فردا همه می گن نتونست از پس یه بچه بربیاد ، خانوم مشاور کادوی شما پیش منه اگه بچه ام درست شه !!!!!!!! شوهرم می ره خیابون یه چیز بساط می کنه خوابش می بره ، اصلا نمی بینه که وسایلش رو مردم کش می رن ، با بچه نمی سازه …..

وقت رفتن خانوم آروم تو گوشم می گه دکتر گفته چون نابیناس حق نداره دوباره بچه دار شه .

1-      وقتی خرجمونو یکی دیگه می ده ، به خودش حق می ده زندگی مونو مدیریت کنه ، این یه قانون نانوشته اس !

2-      بچه مشکلاتی مثل صرع و بیش فعالی رو می تونه داشته باشه که مسائلی براش بوجود بیاره ، ولی مشکل اصلی محیط متشنج ، برهوت آموزش ( حتی رنگ ها رو نمیشناسه ) ، منفی و پرحاشیه است که بزرگترها ساختنش .

3-      وقتی معتقدیم افسار زندگی مون دست خودمون نیست تعمیم افراطی می دیم و حتی فکر می کنیم روابط نزدیکمونم یکی دیگه داره کنترل می کنه .

4-      هوش مولفه ی مهمی تو زندگی هست ، تفاوت هوش زن و مرد نباید بیشتر از 10-15 تا اختلاف داشته باشه .

5-      شاید اگر افراد با ، هوش پایین ،کمتر به فکر بچه دار شدن باشن ، مشکلات کمتری برای همیشه ی فرزندانشون بوجود بیارن .

6-      چرا وقتی نمی تونیم از پس مخارجمون بربیاییم به دنبال لذت داشتن فرزند دیگه ای هستیم ؟

7-      بچه ها ، آدم هایی با ابعاد کوچکترن ، عروسک نیستن ، متوجه همه چی می شن و هر چیزی روشن اثر می ذاره ، بچه ها هم انسان هستن !!!!!

8-      قطع و ادامه ی قرص خوردن رو به نظر دیگران گره نزنیم .

9-      ترسوندن بچه ها از مشکلاتشون کم نمی کنه ، فزاینده می شه .

10-  نگران حرف مردم نباشیم ، هیچ کسی تو زندگی ما نیست و رنج ما رو نمی بینه ، بهتره این انرژی رو صرف حل مسائلمون کنیم .

11-  ای مردم ! کوتاه بیایید ، این همه حرف درست نکنید ، به مشکلات آدما اضافه نشید !

12-  چشم های نگران مادر کم هوش با شوهر بی مسئولیت و فرزند مشکل دار رو درک کنیم .

13 – وقتی افراد ژن های معیوب دارن ، در ازدواج فامیلی ، ریسک ابتلا بچه ها چند برابر می شه .

14- اگر همکاری خانواده نباشه ، بچه بیش فعال در آینده مشکلات بیشتری رو تجربه می کنه ، بعیده مادر کم هوش و پدر نابینا و ناسازگار و مادربزرگی که نگران حرف مردمه و دایی که فقط می ترسونه بتونن کمکی کنن !

15 – بچه محصول مشترک پدر و مادره ، بچه ام معنی نداره ، بچه امون خیلی بهتره .

16 – از آوای عزیزم که به مناسبت تولد وبلاگم برام بیسکویت های خوشمزه و خوشگل درست کرده بود بسیار سپاسگزارم و همین جا می گم ” خیلی دوستون دارم “.

شاید به این نوشته‌ها نیز علاقه‌مند باشید

لعنت خدا بر رشوه‌دهنده و رشوه‌گیرنده... سه سالی بود که تو رابطه بودن، هر چی تلاش کرد این رابطه دوام بیاره راه به جایی نبرد، دو سال رفت انگلیس تا بتونه ریکاوری بشه و با تجدیدقوا برگرده. تازه...
تصمیم سخت ولی واجب! فرم پرشده رو نگاه می‌کنم، تعداد اعضای خانواده رو چهار نفر نوشته. یکی هم تو راهه. مرد و  زن هر دو شدیداً عصبی هستن. زن رو به مرد می‌گه تو حرف بزن من ح...
قضاوت نکنیم، کمک کردن چاره‌سازتر است.... جلسه اول نوزده‌ساله است، تو ۱۵ سالگی ازدواج کرده و بعد یک سال طلاق گرفته؛ الان همسر موقت و دوم مرد ۴۱ساله و پدر دو فرزند هست؛ مادرش تو خونه این آقا ...
روز سخت من … نامه ای که مشاور مدرسه اش برام نوشته رو می خونم ؛ به چند مورد اشاره کرده که به نظرم هر کدومش به تنهایی کلی جلسات مشاوره می طلبه ! افت تحصیلی ، مصرف مش...
مبارزه ی همه جانبه به جای زندگی جانانه !... حدود یک ماهه از قهرشون گذشته و خانوم تنهایی اومده مشاوره و شکایت اصلی اش اینه که آقا تحت سلطه ی والدینشه و از خودش اراده ای نداره و ... قرار می شه آقا...
توسط |۱۳۹۳-۸-۲۳ ۱۵:۴۸:۰۰ +۰۳:۳۰۲۳ آبان, ۱۳۹۳|تجربیات اتاق مشاوره|بدون ديدگاه
avatar