//خودپردازها احساس ندارند !

خودپردازها احساس ندارند !

برادر زن داداشم بود ، گفتیم خوب زن داداشم که آدم خوبیه اینم حتما خوب میشه ! ازدواج کردیم ، من و خانوادم نمی دونستیم مصرف کننده اس ، زن داداشمم چیزی نگفته بود ؛ بعدا فهمیدم معتقد بودن اگه زن بگیره آدم میشه !

سر کار نمی رفت ، تو یخچال جز آب هیچی نداشتیم ، باردار شدم ، تو اون دوران خیلی سختی کشیدم نه پول داشتیم نه عاطفه و محبت ولی دعوا و کتک کاری داشتیم ، بچه ام که تو بیمارستان به دنیا اومد نشونم ندادن ، گفتن تو جون بگیر بچه ات رو میاریم پیشت ، همه پچ پچ می کردن فهمیدم خبریه ، اصرار کردم که من خوبم می خوام بچه ام رو ببینم ، بچه ام به بدنش پوست نداشت ! یکی از نادرترتین بیماری های پوستی بود ، گفتن 3-5 روزه می میره ولی زنده موند ، الان 10 ساله اس ، خیلی سختی و بدبختی تو بزرگ کردنش کشیدم ، شوهرم همکاری نمی کرد ، حتی نمی رسیدم یه دوش بگیرم ، وقتی گریه می کرد و پاهاشو به هم می مالید خون از پاهاش سرازیر می شد ، دائم بدنش تاول می زنه و نیاز به مداوا داره ، با کمک اطرافیان زندگی می کردم تا بالاخره جدا شدم .

مدتی خونه ی پدرم بودم ؛ پدرم با سن بالاش هنوز رو ماشین مردم کار می کنه و مستاجره ، هر کی برای خواستگاری می اومد بچه ام رو قبول نمی کرد ، پدرم گفت بپه رو بذار پیش ما برو ازدواج کن ولی من نمی تونستم این کار رو انجام بدم ، کوچکترین ناراحتی باعث تشدید در تعداد تاول ها میشه و خیلی رنج داره ، من نمی تونستم رنج دخترم رو بیشتر کنم .

با کسی آشنا شدم که متاهله و یه بچه داره ، گفت که من و بچه ام رو قبول می کنه و خرج ما رو می ده ، خانوادم به شدت مخالفت کردن که من زن دوم شم ولی اونا نمی تونستن منو تامین کنن ، صیغه ی 99 ساله شدم ، الان یه خونه برای من و بچه ام تهیه کرده ، همه ی مخارج مرتبط با خورد و خوراک و درمان و کلاس زبان و … می ده ولی ! من تنهام ، اجازه ندارم بهش زنگ بزنم ، پیام بدم ، بیرون ببینمش و … فقط دو هفته یه بار به ما سر می زنه و گاهی فقط صبح ها میاد و از کارش می زنه ، دخترم دوسش داره و از این که نمی بیندش شاکیه ، منم حالم خوب نیست ، هیچ کس از اعضای خانوادم نمی دونه که این به ما سر نمی زنه و کلا نیست ، هیچ جا با هم نمی ریم ، من دارم افسرده می شم ، هیچ کسی رو برای حرف زدن ندارم و …

– وقتی دختر 10 ساله رو دیدم ، پدر خودش رو اصلا قبول نداره ، میگه متنفرم ازش ، سال هاس نمی بینه و همه جا پدرخوندش رو پدر خودش معرفی می کنه ، از تحصیلات و شغل پدرخوندش حرف می زنه و ناراحت از نبود پدرخونده و دیدارهای اندک و کوتاهه . خیلی کلام قوی داره و بسیار با استعداده ولی تو حرفاش احساس کردم متفاوت از بچه های همسنش به زندگی نگاه می کنه از مادرش خواستم برای جلسه ی بعد بیاره تا تست سی ای تی بگیرم .

نتایج تست برام خیلی جالب بود ، بدبینی ، بی اعتمادی ، نگرانی شدید ، ترس از بهم خوردن آرامش و از دست دادن پدرخوانده ، نفرت از پدر و اقوام پدری ، مشغله ی ذهنی زیاد بابت غذا و بی غذایی و …. .

1- همه ی اعضای خانواده می تونن خصوصیات بسیار متفاوتی از هم داشته باشن ، پس نمیشه از روی کسی نسبت به کسی دیگر شناخت کلمل پیدا کرد .

2- هیچ کسی با ازدواج “آدم” نمی شه .

3- آسیب های کودکی تا سالیان زیادی فرد رو همراهی می کنه و اگر درمان نشه افزایش پیدا می کنه .

4- اولویت آخر بودن برای هر زن و مردی در زندگی مشترک دردناکه ، با وجود این که این خانوم از نظر مالی تامین میشه ولی از نظر عاطفی و روحی همچنان نیازمنده و اتفاقا این نیاز به دخترش هم سرایت کرده .

5- مطلع شدن همسر و فرزند اول این آقا می تونه دقیقا آسیب هایی که همسر مراجع ما با اعتیاد و بی مسئولیتی اش زده رو به خانواده ی خودش بزنه .

6- زن های توانمند از نظر تحصیل و شغل کمتر به خودشون و فرزندانشون آسیب می زنند .

7- مشاور کودک و درمانگر اختلال یادگیری به جمع مشاوران ما اضافه شده ، از امروز به بعد به راحتی می تونیم به دوستانی که نیاز به مشاوره کودک دارن خدمات لازم رو ارائه بدیم .

شاید به این نوشته‌ها نیز علاقه‌مند باشید

لعنت خدا بر رشوه‌دهنده و رشوه‌گیرنده... سه سالی بود که تو رابطه بودن، هر چی تلاش کرد این رابطه دوام بیاره راه به جایی نبرد، دو سال رفت انگلیس تا بتونه ریکاوری بشه و با تجدیدقوا برگرده. تازه...
تصمیم سخت ولی واجب! فرم پرشده رو نگاه می‌کنم، تعداد اعضای خانواده رو چهار نفر نوشته. یکی هم تو راهه. مرد و  زن هر دو شدیداً عصبی هستن. زن رو به مرد می‌گه تو حرف بزن من ح...
قضاوت نکنیم، کمک کردن چاره‌سازتر است.... جلسه اول نوزده‌ساله است، تو ۱۵ سالگی ازدواج کرده و بعد یک سال طلاق گرفته؛ الان همسر موقت و دوم مرد ۴۱ساله و پدر دو فرزند هست؛ مادرش تو خونه این آقا ...
روز سخت من … نامه ای که مشاور مدرسه اش برام نوشته رو می خونم ؛ به چند مورد اشاره کرده که به نظرم هر کدومش به تنهایی کلی جلسات مشاوره می طلبه ! افت تحصیلی ، مصرف مش...
مبارزه ی همه جانبه به جای زندگی جانانه !... حدود یک ماهه از قهرشون گذشته و خانوم تنهایی اومده مشاوره و شکایت اصلی اش اینه که آقا تحت سلطه ی والدینشه و از خودش اراده ای نداره و ... قرار می شه آقا...
توسط |۱۳۹۴-۲-۳ ۱۳:۵۲:۰۰ +۰۴:۳۰۳ اردیبهشت, ۱۳۹۴|تجربیات اتاق مشاوره|۲ نظرات
avatar
جدیدترین قدیمی‌ترین با بیشترین رأی
دختره
Guest
دختره

ای وای من ای وای . امان از فقر وبی پولی. ای تف تو سیستم بهداشتی و بیمه ای.
زن بدبخت. گاهی واقعن نمی شود گفت کار درست چیست. بچه ی بدبخت.

پاسخ:
دقیقا یه همچین جاهایی بین بد و بدتر باید فکر کرد!
منیژه
Guest
منیژه

به هیمای عزیز : دوست عزیز به نظرم خیلی ذهن خوانی کردی ، سریع قضاوت و نتیجه گیری نکن ، فرصت برای آشنایی بیشتر بده ، نگرانی هاتو بگو و این که از حرفاش چی برداشت کردی ، تفاوت داشتن اصلا غیرعادی نیست ، ترجیحا حضوری همدیگه رو ببینید و اگر مشکلی یا چالشی پیش اومد اصلا از طریق پیامک درصدد حلش نباشید چرا که به بن بست می خورید .