//در انتظار چیستی ؟؟ این جا هنوز تاریکی است

در انتظار چیستی ؟؟ این جا هنوز تاریکی است

به مراجع پست قبل گفته بودم نمی خوام از مدرسه ات بمونی ،‌ ساعت 7/30 مرکز باش تا بتونی به مدرسه ات هم برسی ، جلسه رو 7/30 شروع کردیم و نزدیک 8/30 تمومش کردم ، یک ساعت بعد به مدرسه اش زنگ می زنم و می گم تاخیرش به این علته که پیش من بوده ، دو تا خانم و یه آقا با دو تا بچه از در میان تو ، در حال صحبت با مدیر مراجع ام هستم ، میشنوم یکی از خانم ها به منشی می گه رفتم اداره ( اداره آموزش پرورش ) خواستم بچه ام دو سال رو جهشی بخونه گفتن برید مشاوره اگه اجازه بدن مشکلی نیست ، تلفن تموم می شه می گم برای چی می خواهید جهشی بخونه ؟ می گه خیلی باهوشه می خوام جلو بیفته ، می گم خوب دو سال جلو بیفته ، دو سال زودتر بره دانشگاه و دو سال زودتر …. بعدش چی ؟ می دونید اینجوری نمیذارید بچه فرایند طبیعی رشدش رو طی کنه ، بذارید بچگی کنه ، از بچگی اش لذت ببره بعدا فرصت برای بدو بدو کردن داره …. کمی حرف می زنم و قانع می شه نباید به بچه اش با جهشی خوندن آسیب بزنه و می ره و وقت نمی گیره ، در حین صحبت با این خانم بودم که پدر خانواده ی چهار نفره ای که به همراه این خانم وارد مرکز شدن هم با بلند و خشن حرف زدنش توجه ام رو جلب کرده ، از اون خانم که فارغ می شم به این گوش می دم می بینم به منشی می گه یه مشاور درست و حسابی به من معرفی کنید ، الان مرخصی گرفتم ، همکار خودتونم ، یکی رو به من معرفی کنید منو از دست این بچه نجات بده ، (بچه رو نگاه می کنم روی یه صندلی نشسته مقنعه ی سفید سرشه ، صورتش رو بالا گرفته و به کلمات باباش دقت می کنه ) می گم مگه بچه چی کار کرده ؟ میگه خانم این الان بره بیرون ماشین زیرش کنه ، آخ نمی گم کدوم بابا مرگ بچه اش رو می خواد من به مرگ این راضی ام ، پدر منو درآورده ، نماز نمی خونه ، درسش ضعیفه ، حرفمو گوش نمی ده ، حجابش رو حفظ نمی کنه ، من خودم مشاوره بلدم تو کار خودم موندم ، زندگی رو برام جهنم کرده ….( همه ی این حرفا رو با صدای بلند و پرخاش می گه ) می گم آقا شما چند سالتونه ؟ می گه 40 سالمه می گم شمای 40 ساله رو 9 ساله کنیم یا این 9 ساله رو بکشیم 40 ساله شه شاید شما رو درک کنه ؟ می گه خانم من بقیه رو مشاوره می دم ، می برمشون یه گوشه دو دقیقه ای مساله اشون حل می شه ، من دانشگاه درس می دم ، می گم کدوم دانشگاه ؟ چی درس می دید ، به نظر میاد همکار باشیم ! می گه پرسنل دانشگاهم ! …. 

به همسرش که اصلا بود و نبودش به نظر میاد مهم نیست ، به پسر بچه که یه نگاهش به بابا و یه نگاهش به خواهر و بغض خواهره نگاه می کنم و پیش خودم می گم ، کی اینا رو باید از دست این نجات بده ؟!  به این فکر می کنم که در آینده ای نه چندان دور باید با این دختر له شده هم بعد از مصیبت هایی که در انتظارشه کار کنم ! یادم باشه بگم صبح زود بیاد از مدرسه اش جا نمونه ….


توسط |۱۳۹۲-۸-۲۳ ۲۲:۴۸:۰۰ +۰۳:۳۰۲۳ آبان, ۱۳۹۲|تجربیات اتاق مشاوره|۴۱ نظرات
avatar
جدیدترین قدیمی‌ترین با بیشترین رأی
محبوب
Guest
محبوب

مشاورتون خيلي هارومثل اين اقا ديدم كه خودشون توي خودشون مشاوره كه چه عرض كنم احتياج به روان دماني دارند لي شعري كه گذاشتيد درد همگي هست

پاسخ:
نمی دونم چرا خیلی از آقایون میشنوم که می گن من خودم مشاورم ! بهشون خرده نمی گیرم چرا که مثل خیلی ها فکر می کنن مشاوره یعنی نصیحت یا عمه تراپی !
نسرین.م
Guest
نسرین.م

از مدرسه اش جا نمونه… چقدر قشنگ تمومش کردی.

بغضم ترکید چون یادم آمد که خانه، اولین مدرسه ی هر کودکیست!

پاسخ:
وقتی از مدرسه ی خونه جا بمونی دیگه هر چی بدویی نمی تونی اون جا موندن رو جبران کنی هر چند تو مقصر هم نیستی !
مبارزه با کودک آزاری
Guest
مبارزه با کودک آزاری

فکر کردم مادر این پست، چندتا فریاد و داد رو شنیده که روزه ی سکوت گرفته و می تونه ببینه با جگرگوشه اش اینطوری رفتار میکنه؟!
چقدر ابیوز شده؟
چقدر احتمالن کتک خورده؟
چون فکر نکنم یه مادر سالم بتونه در این گونه موارد ساکت بمونه.

پاسخ: فعلا با مشاور کودک کار می کنن و من نمی دونم چی شده و چرا مادر ساکت بود ولی در پروسه ی درمان والدین رو به من ارجاع می دن و اونوقت شاید بشه مادر هم کار کرد و یا حتی دلیل سکوتش رو تو اون لحظه عاقلانه دید !
نسرین.م
Guest
نسرین.م

امیدوارم مادرت خوب شده باشن منیژه جون

پاسخ:
مرسی از احوال پرسی ات بله بهتره .
مشق سکوت- رها
Guest
مشق سکوت- رها

واقعا دست خودم نیست وقتی این رفتارها رو میبینم و این طرز صحبت هارو، ناخودآگاه گریه میکنم، اینکه میبینم چطور دارن به بچه هاشو اضافی بودن رو یاد میدن، احساس گناه میدن…
اینکه هیچ کس نیست جبران ضربه ای که به این بچه ها میخوره رو بده و تو بهترین حالت باید کلی تلاش کنن واسه داشتن یه زندگی به ظاهر عادی!

پاسخ: این مساله سریال ادامه داره چند نسلی هست و یا شاید عوامل محیطی خاصی این خانواده به این صورت درآورده ، من می خوام بگم هر چی که باشه باید جلوی ادامه اش رو گرفت .
مهربانو
Guest
مهربانو

منیژه جان تکلیف این همه بچه ی طفل معصوم با این والدین بشدت بیمار چیه؟ همه مشکل داریم ولی اینا دیگه تو الفبای پدر مادری گیر کردن

پاسخ:
شاید تکلیف این باشه که مراقب خودمون و اطرافیانمون باشیم ، دچار نشیم و نشن ، می دونی چقدر می شیم !
پرندیک
Guest
پرندیک

سلام
اینجا اگه ازتون سوالی بشه جواب میدین؟؟؟؟ 😳

پاسخ:
سلام . در صورتی که توان علمی اش رو داشته باشم ، بشه اینجا ازش حرف زد و مساله ای نباشه که نیاز به ریشه یابی داشته باشه ، بله .
نیره
Guest
نیره

از کی تا حالا پرسنل دانشگاه درس میدن؟درس دادن توی دانشگاه یعنی بی نیازی از مشاوره؟
چه ادم بی شعوری بیچاره زن و بچه هاش

پاسخ: حالا تو عصبانی نشو ، چرا فحش می دی به ملت !!!!!
م مثل ميترا
Guest
م مثل ميترا

درود

هرچه بگندد نمكش مي زنند واي به روزي كه ….

عجب مشاوري بوده اين آقا با اين نوع گفتمانش 🙁

پاسخ:
حالا از این موضوع هم گذشته میشه مشاور باشی و مشکلات عدیده ای هم داشته باشی !
مهسا
Guest
مهسا

مامان مذهبیه!به خط چشم نازک و رژ کمرنگ من که از 21 سالگی بهم اضافه شد، گیر میداد همیشه!(بعد از ازدواج کاریم نداره!) به این که نماز صبحم قضا میشه، که عاشورا نمیرم عزاداری، که روزه مستحبی نمیگیرم و …هنوز هم گاهی گیر میده!وسواس هم داره در حدی که الان که من ازدواج کردم و خونه خودم هستم،وقتی برم خونه شون حق ندارم دست به وسائل آشپزخونه مامان بزنم!!آشپزخونه مامان پاک ترین جای دنیاست و فقط کسانی که تو حموم خونه اونها دوش میگیرن و لباس هایی که اونجا شسته شده میپوشن حق دارن برن تو آشپزخونه!زیاد با بابا دعوا… ادامه نظر»

مهسا
Guest
مهسا

تو نوجوانی حس تنهایی وحشتناکی داشتم!سرکشی های نوجوانی من با کتک پاسخ داده میشد!با ناسزا!با این جمله که الهی بری زیر ماشین و برنگردی!خسته بودم!گاهی دلم میخواست فرار کنم!ولی منطقم نذاشت!درس خوندم! تهران قبول شدم!لیسانسم رو گرفتم!ازدواج کردم!ارشدم رو هم تهران خوندم! تو کارم موفقم!دارم برای دوره دکتری آماده میشم!روابط اجتماعی خوبی دارم!همسر مهربانی دارم که محرم اسرار منه!بهم اعتماد بنفس میده و از هیچ کمکی واسه پیشرفتم دریغ نداره!رابطه ام با خونواده خوبه!کمکمون میکنن و به لحاظ مالی گاهی ساپورتمون میکنن!اما… اما من هنوز گاهی یاد بی حرمتی هایی که بهم شده میفتم!یاد ناسزاهایی که شنیدم!که دلم نمیخواست مقنعه… ادامه نظر»

منیِژه
Guest
منیِژه

به سمانه ی عزیز
دوست خوبم دفتر ما کریمخان هست . اگر خواستی بیای این جا از خودت شماره بذار باهات تماس گرفته می شه .

rz
Guest
rz

سلام، احوال شریف؟ عمه تراپی رو خوب اومدی 🙂 من هم از بچگی خاطرات نازیبایی دارم. یادمه 5 سالم بود، دختر عموم که 16 سالش بود یه پس گردنی محکم بهم زد. پدرم این صحنه رو دید و جنجالی به پا کرد. یادم موند تا 18 سالگی بهش گفتم یادته 5 سالم بود یه پس گردنی بهم زدی، کار زشتی کردی که هنوز از یادم نرفته، منیژه خانم به شدت اهل مقابله به مثلم، حالا چه خوبی چه بدی،اگر کسی بهم یه لطفی بکنه از یادم نمیره و مترصد یه فرصتی هستم تا جبران کنم، همین طور بدی، ولی به… ادامه نظر»

هیرا
Guest
هیرا

جون از وقتی نامزدیم بهم خورد انگار دلش می سوزه برام و دیگه مستقیم حسادتش رو بیان نمی کنه کلا کمتر بهم گیر می ده ولی قبلا هر اتفاقی که تو خونه می افتاد پای من و می کشید وسط و همه کاسه کوزه ها رو سر من خراب می کرد حتی وقتی موضوع مربوط به من نبود اصلاراجع به این موضوع هم قبلا خیلی باهم درگیر بودیم و تو دعواها وعصبانیتم حرفامو بهش گفتم پاسخ: می دونم ازش عصبانی هستی ولی فکر نمی کنی تو وجوش از اتفاقی که برات افتاده ناراحته ولی بلد نیست بیاد باهات حرف بزنه… ادامه نظر»

و
Guest
و

سلام، من و همسرم ده سال هست ازدواج كرديم البته هنوز جوونيم و وقت داريم، زود ازدواج كرديم،ولي چون خونه نداريم و با وجود تحصيلات بالا، از٨ صبح تا ٨ شب ميدويم ولي فقط كفاف اجاره خونه و مخارج جاري و اجباريمونو ميده فقط، و از طرفي ( جداي از مسائل اقتصادي) شديداً معتقديم فرزندمون بايد تو آغوش خودمون بزرگ بشه نه مثل برادرزاده خودم همش از روز تولد تا الان كه ٥ سالشه خونه مادر بزرگ باشه حتي روز تعطيل! و بايد وضع مالي بشكلي بشه كه بتونيم به بچه برسيم و همش سركار نباشيم، بچه دار نشديم بدون… ادامه نظر»

علی
Guest
علی

ما را اینهمه بهمون توجه کرده اند. شاکی میشیم گاهی اوقات خدا به اینا رحم کنه!

پاسخ:
خوش به حالتون ! جدی خیلی خوبه توجه کافی در کودکی دریافت بشه .
دختره
Guest
دختره

مردک دیوانه ی دروغگوی وسواسی. دختر نه ساله چرا باید حجاب سفت و سخت داشته باشه؟ خانواده های نرمال و سالم مذهبی (فارغ از درستی اصل ماجرا) دین را با ملایمت و جایزه و تشویق به خورد بچه می دهند. ضمنن به این آقا می شود گفت که بسیاری از مراجع معتقد اند تا قبل ار بلوغ جسمی دختر او مکلف نیست از نظر شرعی. پاسخ: نمیشه به راحتی از این مطلب گذشت که اون همه هیجان منفی نسبت به یه دختر 9 ساله از کجا آب می خوره و حتما زنجیره ای از مشکلات این واکنش رو بوجود آورده… ادامه نظر»

مهشید
Guest
مهشید

دختر با مقنعه سفید دلم کباب شد این صحنه ها برام اشناست وتا ابد از جلوی چشمم بیرون نمیره .

پاسخ: اصل تداعی نمی ذاره چیزی از جلوی چشم خارج شه .
زالزالک
Guest
زالزالک

😕
متاسفم امیدوارم یه روزی بیاد که قبل از بچه دار شدن از خودمون بپرسیم
من توانایی پرورش و بزرگ کردن این طفل رو دارم یا نه؟
آیا از لحاظ عقلی به رشد کافی رسیدم یا نه؟

پاسخ: تا حالا دیدی کسی از خدا عقل و شعور درخواست کنه ؟ همه امون فکر می کنم از این لحاظ فول فول هستیم !
امیدوارم اتفاق بیفته .
هیرا
Guest
هیرا

الان 28 سالمه با اینکه تقریبا تو تمام مراحل زندگیم موفق بودم تا الان ولی تو دوره کودکی و نوجوانی خیلی اوقات از پدرم این حرفارو می شنیدم که الهی بمیری و….بجه اول بودم و به من حسودی می کرد به توجه ایی که بهم میشد از سمت مادر و اقوامالان که نزدیک 60 سالشه بعده بهم خوردن نامزدیم انگار خیالش راحت شد و دلش خنک شده دست از سرم برداشته منم کاری به کارش ندارمهیجوقت حسه اینکه پدرمه نداشتم تا الان فقط تحملش کردم پاسخ: چی شده که فکر می کنی از به هم خوردن نامزدی ات خوشحاله ؟… ادامه نظر»

کهکشان
Guest
کهکشان

ایا مشکل این پدر از نوع شستشوی مغزی اس که تو محیط های مذهبی میشه؟

پاسخ: هنوز مشاوره ی فردی با این اقا نداشتم تا بتونم دسته بندی کنم .
غنچه
Guest
غنچه

سلام منیژه ی عزیز مدت کوتاهی است که شمارو کشف کردم وخاموش می خوندم ولذت میبردم (ازراهکارهایی که ارایه می کردید) این وب جز معدود وبهایی که حتی کامنتها وپاسخهایی که شما به کامنت گزارها میدهید قابل تامل ویادگیریه محضه ممنون از اینکه تجربیاتتون رو با ما به اشتراک میگزاریددرضمن اگر امکانش بود پست یا پستهایی رو به خیانت درزندگی زناشویی اختصاص بدهید (چون متاسفانه این مسیله خیلی رایج شده )ویا کتابی میشناسید که مارو دراین زمینه راهنمایی کنه؟بازم ممنونم از نوشته های پر از درستون پاسخ: سلام . ممنون از لطفتون . من پست های متعددی در مورد موضوع… ادامه نظر»

rz
Guest
rz

منیژه خانم عزیز، ماه نیست بگذره ومن صدقه ندم بدون اینکه چشم داشتی از کسی یا کسانی که بهشون کمک میکنم داشته باشم و این کار خوشحالم میکنه، یا برای عزیزانم خیرات میدم. مثلا 80 کیلو برنج ایرانی گرفتم تو بسته های 2 کیلویی برای یکی از عزیزانم خیرات دادم و بردم تو یکی از محله های فقیرنشین جلوی خونه ها با خواهرم پخش کردم. آیا با این وصف، شخصیت قراردادی باز هم در موردمن صادقه؟ اگه جوابتون مثبت باشه که من چیزی از کسی که بهش کمک میکنم عایدم نمیشه. یا معامله ای کردم و طرف خیلی اذیتم کرد،… ادامه نظر»

خودم
Guest
خودم

و شما مدیونی فکر کنی دخترک دروغگویی رو از کسی بجز پدر دروغگو وریاکار و متظاهرش یاد گرفته! فقط فرقش اینه که منافع یه آدم چهل ساله با منافع یه بچه نه ساله فرق داره…..حیف که اسلام دست و پامونو بسته وگرنه خواهش می کردم یه پس گردنی محکم به پدره بزنی بلکه چشماش باز شد! پاسخ: می دونی ما برای خودمون اونقدر توجیه داریم که می تونیم دست و پای اسلام رو ببندیم ! مثلا یکی از کیس ها رو که دو سال با خانمی در ارتباط هست می گم عقد کردید صیغه اید … ( آقا همسر داره… ادامه نظر»

علی
Guest
علی

این عمه تراپی خیلی واژه ی معروفیه بین مشاورزین. منیژه خانم یه سوالی دارم برای حوزه تحقیق حتما باید کار بالینی هم انجام بدم؟ من از چند تا از استادام پرسیدم نظرات متفاوت یکی میگه نیازی نیست. روی تحقیق و تدریس وقت بذار. یکی دیگه میگه کار بالینی حتما باید بکنی. یکی دیگه میگه اگه تجربه بالینی هم داشته باشی میتونه کمکت کنه! تنها چیزی که روش مطمئن شدم اینکه اگه خواستم تحقیق بکنم باید روی یه شاخه کار کنم. و نباید هی این شاخه اون شاخه کنم. اخیرا فهمیدم هرمس ها(تیپ شخصیتی من) به هر چیزی یه سری میزنن.… ادامه نظر»

خودم
Guest
خودم

هوممممم…خوبه! پس همین کارو می کنیم!!! 😉 زحمت پس گردنی رو شما می کشید؟
..البته من بیشتر منظورم قواعد درمانگری و قضاوت نکردن و دخیل نکردن احساسات درمانگر بود…ولی خوب لابد اونم یه تبصره هایی داره دیگه!!!!

پاسخ: اعتراف می کنم من بیشتر پس گردنی ها رو به محارم زدم و به بقیه قدم نرسیده وگرنه دریغ نمی کردم .
دخیل شدن احساسات درمانگر یعنی انتقال متقابل که مشاوره رو به هم می ریزه و نباید اتفاق بیفته .
صوفی
Guest
صوفی

تا زمانی که تو فرهنگمون یکنفره که ولی دیگرانه و براشون تصمیم میگیره و برای تفکر تک تک افراد فقط به خاطر انسان بودنشون ارزش قایل نمیشیم داستان ادامه دارد…

پاسخ: جانا از دل ما سخن می گویی …
rz
Guest
rz

حتی می دونم کسی می خواد بره مسافرت تاکید داری صدقه بده !عجب!عجب! عجیبا غریبا! جل الخالق! آره خوب من به کسانی که خاطرشون برام عزیزه( و نه همه) توصیه میکنم قبل از سفر حتما صدقه بدن. ولی شما از کجا میدونی؟! 😛 منیژه خانم میخوام به یه بهانه ای برای مشاوره بیام ببینمت. ولی میدونی از چی میترسم؟ از اینکه بعد 5 دقیقه بهم نگاه کنی بگی تو همونی نیستی که با اسم rz تو وبلاگ من کامنت میذاره 😯 ، مطمئن باش اگه این اتفاق بیفته من خودمو از قبل آماده کردم و میگم:نه،من نیستم، مگه شما وبلاگ… ادامه نظر»

ای دوست، دانم که دانی کیستم
Guest
ای دوست، دانم که دانی کیستم

🙂

پاسخ: نه به اون اسم مختصر نه به این که یه تریلی می خواد برای حملش . ممنون بابت گل .
پری
Guest
پری

فکر کنم وبلاگ شما از معدود وبلاگایی هست که حتی کامنتها و جواب های شما هم خونده میشه دونه دونه!
من هر از گاهی روشن میشم در واقع همیشه هستم ولی
آروم و بی صدا… و مثل همیشه ممنون…

پاسخ: ممنون به خاطر بودن و خوندنتون .
حیدری
Guest
حیدری

سلام و وقت بخیر و خسته نباشید دارم. امیدوارم حالتون خوب باشه . وبلاگ زیباتون رو میخونم و مثل سریالهای تلویزیونی همیشه دنبال میکنم. باور بفرماید کلی مطلب جدید یاد گرفتم.یه پیشنهاد دارم: خیلی کم راه حل میبینم تو وبلاگ و بیشتر روی مسئله، عنوان میشه ایکاش میشد در بعضی موارد حل مسئله رو هم بگید تا بیشتر استفاده کنیم. راستی سلام من رو به برادر بزرگوارتون برسونید پاسخ: سلام آقای حیدری و سپاس از لطفتون .می دونم دوستان می خوان راه حل ها رو بدونن ولی ای کاش می شد یکی از شماها سر دو جلسه ی مشاوره با… ادامه نظر»

mary
Guest
mary

وقتی پدر مادرا درباره مسائل مذهبی می خوان که بچه رو نصیحت کنین ، شما چیکار می کنین؟ اگه نوجوون باشه؟ اگه اصلاً بالغ باشه؟من 24 سالمه ولی مرتب بابت مسائل مذهبی با مادرم درگیرم. در حالی که اعتقاد دارم باور شخصی منه و به خاطر هیچ کس نمی تونم تغییرش بدم به جز این که خودم به تغییرش تصمیم بگیرم. حرفایی مثل ازت رضایت ندارم اگه فلان کارو بکنی ، اگه رضایت نداشته باشم خوش بخت نمیشی و … من واقعن نمیدونم باید چیکار کنم، این اختلاف نظر حتی توی ازدواج که تصمیم خیلی مهمیه هم تاثیر گذاشته .… ادامه نظر»

نسرین.م
Guest
نسرین.م

منیژه جون صیغه ی غیابی دیگه چه صیغه ایه؟!!!
خود در آوردنیه یا جدیده و کسی بجز اون آقا ازش خبر نداره؟
راستی راستی که وقتی ما ایرانیهای هنرمند بخوایم هر کار خلافی هم بکنیم، چه قشنگ راهشو پیدا می کنیم که حتا به اختراع هم میرسه!

پاسخ: من نمی دونم غیابی اش چه جور میشه . فکر کن تو خیابون داری راه می ری یکی میاد میگه من شما رو …. آدم حالش بد میشه . البته یه چیزایی شبیه به این شنیدم که ضرب المثلش میگه من راضی تو راضی …. ولی غیابی اش رو نه ندیده و نشنیدم .
غزی
Guest
غزی

سلام خودموني ه عزيز .
من نگاه شما به مراجعينتون رو پسنديدم
مي تونم بپرسم مركز مشاوره شما آيا تهران ه و كدوم طرف شهره؟

پاسخ: سلام دوست عزیز . بله تهران هستم و در خ کریمخان .
نسرین.م
Guest
نسرین.م

فقط دلم برات تنگ شده بود خواستم یه سر بزنم.
خوب و خوش و سلامت باشی همیشه. منهم همیشه به داشتن دوستی مثل تو افتخار کنم.

پاسخ: جدی جدی تی فدا . من خوبم ممنون از این همه لطف و توجه . قطعا بدون منم از داشتن دوستی مثل تو خوشحالم .
محمود
Guest
محمود

سلام. من روانشناسی خوندم و زیاد به این رشته علاقه دارم
یه وبلاگ زدم به نام داستان روانشناسی
اگه سری بزنین و نظرتون رو بدین ممنون میشم.
این داستان رو بر اساس دیدگاه تحلیل رفتار متقابل نوشتم. ممکنه خوشتون بیاد.
ممنون 🙂

پاسخ: سلام . خوشحال می شم دوستان هم رشته و هم کار می بینم . چشم در اولین فرصت .
تجاوز ممنوع
Guest
تجاوز ممنوع

یه پایان خوش بخاطر مشاوره…

اگه وقت داری، دعوتی به خوندن عزیزم

پاسخ: خدا رو شکر . واقعا از خوشحالی آدما خوشحال می شم . چشم میام ولی یه کم دیگه .
لوسي
Guest
لوسي

چي بگم والا ايشالا يه روزي برسه كه آنچنان قانوني برقرار بشه كه هيچكس جرات نداشته باشه با بچه اش اين شكلي حرف بزنه. همينه ديگه. من دارم به اين نتيجه مي رسم كه دوست پسر دوست دختري خيلي هم خوبه،‌ خيلي هايي كه ازدواج كردن و يهو شدن پدر و نفر اول يه خونواده در اصل فقط دلشون س ك س ميخواسته،‌ولي ديدن حتما بايد بعد از تشريفات ازدواج باشه و چشم باز كردن ديدن 2 تا بچه دارن در صورتي كه دوست نداشتن اينهمه مسئوليت داشته باشن. خيلي از خانم ها هم به نظرم همينطور ازدواج مي كنن،… ادامه نظر»

chefnegin
Guest
chefnegin

در انتظار چیستی؟… وقتی دریچه مسدود است…….

آپم

پاسخ: ممنون بابت غذاهای خوشمزه
سیب سبز
Guest
سیب سبز

سلام خوبین؟ من همیشه وبلاگتون رو می خونم … قبلا مزاحمتون شدم و ازتون مشاوره گرفتم دوباره نیاز به کمکتون دارم می تونم واستون ایمیل بزنم؟

پاسخ: سلام خوبم ممنون . مشکلی نیست بنویسیذ در اولین فرصت پاسخ می دم.
پاکت نامه2
Guest
پاکت نامه2

خانمی من هم مدت 10 سال مشاور فرهنگی منطقه یک یکی از نهاد ها بودم سال 75 تا بله کاملا می فهمم چه مشگلاتی دارد وچه خاطره هایی دارم از زندگی خاکستری وسیاه طبقه محروم و مشکلات دوران بلوغ فرزندانشان
چه توقع هایی دارند مثل اینکه بچه ها خواهش کردند انها بدنیا باورنشان

پاسخ: من از همه ی اقشار مراجع دارم و خیلی مسائل رو مشترک می بینم .