//سردرد ، گیجی ، تهوع …

سردرد ، گیجی ، تهوع …

موکل خواهرمه که به من ارجاع داده شده ، یکی از مراجعین
کنسل کرده و خانم منشی بالافاصله و برای فردای روزی که با خواهرم گفتگو داشته با
من وقت مشاوره می ذاره .

حال عمومی اش اصلا خوب نیست ، فرم مشخصات رو پر کرده ، تو
قسمت ژنوگرام می خوام زمان عقد و ازدواج رو بنویسم ، می گه سه روز فاصله بین عقد و
ازدواج داشته ، می پرسم از قبل هم دیگه رو میشناختید ؟ چشماش پر اشک می شه و می گه
:

از اقوام نزدیک هستن ولی رفت و آمدی نداشتیم ، 7-8 سال پیش
با یکی عقد کرده بود و دو سال بعد طلاقش داد ، گفتن دختره رو با کسی دیده ، سه سال
پیش مادرش به من زنگ زد و گفت می خوام شماره ات رو بدم به پسرم با هم حرف بزنید ، زنگ
زد و با هم حرف زدیم ولی همیشه  دیدار کاری بود ، شرکت داشت و من با توجه به رشته ام یه
وقتایی تو کارای شرکت کمکش می کردم ، به نظر پسر خوبی می اومد ، آروم بود و هیچ
وقت حرکت منفی نمی کرد ، شاید هم من متوجه نمی شدم ! ما واقعا ارتباط زیادی
نداشتیم و من هیچ وقت حس نمی کردم که شاید بخوام باهاش ازدواج کنم ، یک سال پیش
خواستگاری کرد و گفت می خوام با خانوادت مطرح کنم و دیگه هیچی نگفت ، منم حرفی
نزدم ، اوایل امسال دوباره مطرح کرد ، بهش گفتم نمی خوام فقط انتخاب خانوادت باشم
، گفت کسی نمی تونه منو به انتخاب مجبور کنه ، خودم می خوام ، باز یه مدت گذشت گفت
فکر کنم به درد هم نمی خوریم ، دو ماه بعد اومد و با خانوادم مطرح کرد و بالاخره ابتدای
پاییز عقد کردیم ، یک ماه قبل از عقد ، تو نامزدیمون تنهایی با وجود مخالفت من رفت
ترکیه ، من خیلی ناراحت شدم ، رفتم با یه مشاور حرف زدم ، مشاور بهم گفت حتم بدون
تنها نرفته یا با کسی رفته و یا اونجا می ره خوشگذرونی ، کمی دقت کن در انتخابت ،
بارها شده بود تلفنش چند روز خاموش بود می گفت می رم شکار ، حلقه برام نخرید ، می
گفت من حلقه ی ازدواج اولم رو میندازم تو هم برو برای خودت بخر ، تا شب عروسی
نخریدم ولی پدرم گفت به خاطر یه حلقه دعوا راه ننداز ، بالاخره خودم خریدم ، به
شدت خسیس بود ، فکر می کردم شاید بعدا درست شه . شب عروسی مون اصلا با من نبود
دائم این ور و اونور می رفت ، بهش می گفتم کجا می ری ؟ می گفت دنبال زن دوستمم
باهاش عکس بگیرم ، یکی از دوستای منو دید و پرسید این شوهر داره ؟ یادت باشه دعوتش
کنی بیاد خونمون ، همین دوستم اومد و بهم گفت شوهرت خیلی هیزه خدا به دادت برسه

وقتی همه رفتن و ما رفتیم خونمون ، پشتش رو کرد به منو
خوابید ، خیلی ناراحت شدم ولی هیچی نگفتم ، یک هفته از عروسی مون گذشت ، موبایلم
زنگ خورد ، خانمی پشت خط بود ، ازم پرسید فلانی رو میشناسی ؟ گفتم بله ، شما ؟ گفت
نه تو بگو کی هستی ؟ گفتم خانمشم ، جیغ زد و گفت تو غلط کردی من 10 ساله دارم
باهاش زندگی می کنم تو زنشی ؟ مات و مبهوت بودم یعنی چی ؟ از اون طرف صدا می اومد
، صدای شوهرم بود با اون خانم دعوا می کرد و می گفت مگه تو زن منی ؟ خانمه گفت می
خوام ببینمت ، بهش گفتم بیاد جلوی اداره ، با ماشینی اومد که شوهرم تو شب حنا بندون
سوارش شده بود ، با هم حرف زدیم ، گفت ده ساله داره باهاش زندگی می کنه ، با وجود
دو تا بچه از شوهرش به خاطر این جدا شده ، کلی ساپورت مالی کرده و این بوده که به
کار شوهرم رونق داده وگرنه اون بی عرضه تر از این حرفاس بتونه شرکتی رو اداره کنه
،  ترکیه رو هم با هم رفتن ، ازم پرسید س ک
س هم داشتید ؟ با وجودی که نداشتیم گفتم آره داشتیم . گفت بهم گفته باهاش رابطه
نداشتم ، گرفتمش تا بعدا بچه بیاره ، سرش با بچه گرم شه خودمون عشق و حال کنیم ،
صدای مامان بابم رو ببرم …

شوهرم و خانوادش انکار کردن ، گفتن می خواد زندگی رو به هم
بزنه بها نده ، برادر خانمه بهم زنگ زد و گفت این آقا اگه با شما ازدواج کرده هنوز
تو خونه ی خواهر من چه غلطی می کنه و … شماره اش رو سیو کردم رفتم پیش مادرشوهر
و پدرشوهرم ، گفتم برادرش زنگ زده و اینا رو می گه ، گفتن غلط می کنه ، شماره رو
گرفتم ، گذاشتم تو اسکیپر ، برادرش با پدر شوهرم حرف زد و همه ساکت شدن ، تو یک
ماه و نیمی که تو خونه بودم سه بار به عناوین مختلف کتک خوردم ، دفعه ی آخر در رو
قفل کرد تا کسی نیاد تو ، منو کتک می زد و می گفت اکراه دارم بهت دست بزنم ، از بس
تو زشتی ، تو رو طلاق می دم می رم با دوست دختر خوشگلم ازدواج می کنم …. هر چی
پدرشوهر و مادرشوهرم در زدن و سر و صدا کردن گوش نداد ، وقتی از کتک زدن خسته شد
از خونه بیرون رفت ، موبایل منو با خودش برد و در رو قفل کرد ، پدرم به گوشی ام
زنگ می زد و اون خاموش می کرد ، نگران شدن ، اومدن خونه ی ما ، دیدن در قفله و من
نمی تونم بازش کنم، از پنجره نگاهش کردم ، دید که چقدر درب و داغونم ، با وجودی که
قبلا می گفت زندگیتو کن ، بهم گفت وسایلت رو جمع کن بریم .

دو ماه و نیمه برگشتم خونه ی پدرم ، نمی خوام گریه کنم ، می
خوام خودمو قوی نشون بدم ولی نمی تونم ، همه ی روزگارم شده اشک ، سرکار تمرکز
ندارم ، منو له کرد ، بارها تحقیرم کرد ، من چه گناهی داشتم همچین بلایی سرم بیاد
؟ فاصله ی ازدواج منو همکارم 20 روزه ، وقتی اونو می بینم چه جوری تعریف می کنه و
خوش میگذرونه ، حالم بیشتر بد می شه ، به کسی تو اداره نگفتم ، همه می گن چرا اینقدر
لاغر شدی ، چرا زرد شدی ، خانوادم بهم می گفتن نتونستی جذبش کنی و … وقتی بهشون
گفتم من هنوز باکره ام باورشون نشد .حالا می خوام ازش طلاق بگیرم ولی هیچ کدوم از دلایلم برای قاضی قانع کننده نیست و می گه برو زندگیتو کن خانم اینا دلیل نمی شه برای طلاق !

توسط |۱۳۹۲-۱۱-۱۰ ۰۰:۰۳:۰۰ +۰۳:۳۰۱۰ بهمن, ۱۳۹۲|تجربیات اتاق مشاوره|۳۹ نظرات
avatar
جدیدترین قدیمی‌ترین با بیشترین رأی
نسرین. م
Guest
نسرین. م

قاضی احمق!این دختر نباید تقاص یک اشتباهشو یه عمر بده. قبل از ازدواج مشخص بوده ایشون آقا رو پسندیده و دوست داشته ولی او نه. اما دیگه شده. من شنیده بودم اگر مردی به همسرش رابطه نداشته باشه میتونن طلاق بگیرن. البته درینصورت میگه اینکار رو می کنم… نمی دونم… بعضی از نکات قانونی رو نمی فهمم اصلن. قانون جای عدالته ولی بنظرم خیلی بی انصافیه. همین قاضی خودشو بذاره جای این خانم. حاضره بازم برگرده تو اون خونه که هم زندانه، هم شکنجه گاه و هم جاییه که کسی نمی خوادش؟ امیدوارم طلاقشو بگیره و اونقدر پیش تو بیاد… ادامه نظر»

delaram
Guest
delaram

يادتونه يه زمان كه ماها كم سن و سال بوديم اينا مي گفتن دنياي غرب پر از فساد هست و بنيان خانواده هاشون سسته و رو به زواله و…. چي و چي؟؟؟ چقدرم كه خودشون به اين موضوع اهميت مي دن، طرف برگرده بره كتك بخوره، شخصيتش له بشه كه يه طلاقه ديگه ثبت نشه اين همه طلاق براي يه جامعه بد نيست؟ منيژه خانم آمار دقيقش رو كه ظاهرا نميزارن درز كنه،‌شما خبر دارين؟ پاسخ: هنوزم می گن خانواده در غرب اهمیت نداره و اونا هم انکار نمی کنن !!!! طبق آماری که من دارم هر یک ساعت 16… ادامه نظر»

نیره
Guest
نیره

پدر و مادر پسره خبر داشتن یا واقعا نمیدونستن؟
اگه میدونستن که جنایتکار واقعی اونا ن!!!

پاسخ: مدعی هستن بی اطلاع بودن و همچنان معتقدن دختر اشتباه می کنه ولی شما باور نکن .
غنچه
Guest
غنچه

چقدر جالب یا بهتر بگم چقد روحشتناک : برو زندگیتو بکن
انگاری بگی قهوه میخوای یا چایی ، درهر صورت یکیشو بخور تا تشنگیت رفع بشه
کجا رسیدیم کجا میخوایم بریم

پاسخ:
اگه یک دقیقه هرکسی بشینه جای کسی که داره در موردش قضاوت می کنه ، متوجه می شه که اوضاع از چه قراره !
تانی
Guest
تانی

مادر و پدر این پسر کم مقصر نیستن خوب وقتی پسرشون با یکی دیگه خوشبخته چرا یه دختر بی گناه وارد زندگی پسر به قید و بندشون می کنن کاش یه روز همه بفهمیم که ازدواج باعث خوب شدن هیچی نمیشه هیچ کس سر به راه نمیشه

پاسخ: شاید بشه گفت بیشترین نقش رو داشتن .
نیره
Guest
نیره

به نظرم به قضات حکم دادن که امار طلاق رو کم کنن…به جای اینکه مشکلات رو از ریشه حل کنن این طوری میخوان به امثال این خانم ظلم کنن…

پاسخ:
مشاوره ی پیش از ازدواج و هنگام طلاق رو هم برای کم کردن طلاق گذاشتن .
سما
Guest
سما

خدایا ادمای ساده و پاک و تو مسیر این گرگ صفتا قرار نده که این جوری تیکه تیکه بشن .

ادم از همه به اصطلاح مردا متنفر میشههههه

پاسخ:
آمین . همه ی مردا بد نیستن ولی خوب بدشون کم نیست .
شیما
Guest
شیما

مرده شور این قوانین واون قاضی رو ببره 😡
سلام منیژه جان.چقدرحالم بد شد از این خاطره.درسته خود این خانم هم اشتباه کرده ولی واقعا دلم براش سوخت…خیلی
بعضی آدمها چقدرمیتونندپست وحقیرباشند که با شعوراحساسات روح و جسم یک انسان اینکار روکنند…
امیدوارم بتونه با سربلندی جدا شه وروزهای فوق العاده ای کنار یک مردانسان درانتظارش باشه نه انسان نما..

پاسخ:
سلام . عصبانی نشو . منم امیدوارم دعای شما مستجاب شه .
سیما
Guest
سیما

سلام
قبل از طلاق تازگیا میفرستن مرکز مشاوره
اگه مشاور تشخیص بده و نامه بنویسه به قاضی
بعدش قاضی حکم رو صادر میکنه
واقعا ای کاش قانونی برای روح آدما وضع میشد

پاسخ:
سلام . بله طبق قانون حمایت از خانواده چه طلاق توافقی باشه یا نباشه ابتدا باید برن مشاوره و بعد طلاق جاری می شه . فعلا خانم اقدام به طلاق کرده و اگر آقا نیاد یا قبول نکنه مشکل زیاد می شه .
مینروا
Guest
مینروا

شوک ام هنوز 😐

پاسخ:
چند بار بخون از شوک دربیای .
sol
Guest
sol

مات و مبهوت موندم…. نه از ماجرا که متاسفانه زیاد تو این مملکت ، از این قاضی…. ( صفت برازنده براش پیدا نکردم)

پاسخ:
قاضی هم بر اساس قوانین عمل می کنه . باید از قانون ناقصمون گله کنیم .
admin
Guest
admin

حالم از این ادمهایی که به سادگی و راحتی زندگی یک ادم دیگه رو نابود میکنن بهم میخوره

از حیوان هم پست ترن

پاسخ:
قطعا کمترین صفت از انسانیت و آدمیت رو میشه براشون متصور شد .
صفا
Guest
صفا

اه اه تف تو روي اين قاضي نفهم ….
منيژه جون ميتونم از اين مطلبت استفاده كنم ؟؟؟البته با ذكر منبع .

پاسخ: اونقدر همه از دست قاضی شاکی هستن که دیگه کسی پسره و خانوادش رو نمی بینه !
مشکلی نیست استفاده کنید .
گیلاس آبی
Guest
گیلاس آبی

حال آدم از شنیدن این قضایا
و اینکه بخاطر قانون و نبودن ادله کافی
کسی نمیتونه زندگیشو نجات بده
بد میشه!!
یعنی چی؟!
دیگه باید چه اتفاقی بیفته,باید چی بشه که اون قاضی …
حکم طلاق بده!!
برای سیستم قضائی مملکتمون
از صمیم قلب متاسفم

پاسخ:
متاسفانه کسی برای مشکلات روحی که بوجود میاره مجازات نمی شه .
مليحه
Guest
مليحه

1 – از دست قاضی عصبانيم
2 – مرده بره بميره غذای كرم بشه والا كرم پسش ميزنه
3 – جفت خانواده ها برن به درك
4 – دلم داره بهم می‌خوره
5 – دختره چرا چشاشو باز نكرد
6 – چرا ما دخترا اينقدر ساده ايم؟
7 – چرا بعضيا اينقدر بد ميشن
8 – قضيه اصلاً ازدواج نيست، اعتماد به آدم‌هاست چطور می‌شه بهشون اعتماد كرد، وقتی اينقدر ساده يا اينقدر وحشی میشن

پاسخ:
برای هر کدومش میشه یه کتاب جواب داد !
خودم
Guest
خودم

1- گِل بگیرن در اون دادگاه و ایضا قاضی رو!2- هر چی از اون گِل بالایی باقی موند پدر و مادر عوضی اون پسره رو توش بگیرن! آدم انقدر نامرد که برای سر براه کردن پسر هرزه و ناپاکش یه آدم دیگه رو قربانی کنه؟3 دو مشت خاکم که اون ته دم و دستگاه مونده بریزن توی سر همچی دختر کم عقلی که چند سال با یه مردی کار کرده و هیزی و نانجیبی رو درش ندیده! 4- در نهایت یه دوتا پف گرد و غبارم بریزن سر پدر و مادر دختره با این دختر چلفتی که بار آوردن و… ادامه نظر»

سمانه
Guest
سمانه

حرفی ندارم که بزنم..
فقط فکر میکنم چقدر ازدواج کردن میتونه وحشتناک باشه!شاید تنها موندن خیلی بهتر باشه.. 🙁

پاسخ:
نه میشه ازدواج خوب هم داشت فقط باید دقت کرد و به خودمون دروغ نگیم .
نیکی
Guest
نیکی

به نظر من یک مشکل بزرگ وجود دارد که باید به آن توجه کرد: چرا آن مرد جوان با دوست دخترش ازدواج نکرد؟ آیا نمی شد با زنی که در نظرش زیبا و دوست داشتنی است ازدواج کند و دختر جوان دیگری را بدبخت نکند؟ متاسفانه مشکل از فرهنگ جامعه است. مردی که فکر می کند همسرش باید چشم و گوش بسته باشد( و بقیه زنها برعکس) و خانواده و جامعه که ازدواج با زن مطلقه و سن بالاتر را قبول نمی کنند.نتیجه آن ازدواجهای به ظاهر منطقی است با افراد ظاهرا مقبول و مناسب؛ اما پایان کار همیشه خوش… ادامه نظر»

سحر
Guest
سحر

واقعا هیچ کدوم این ها دلیل نمی شه برا ی جدایی. روح و روان داغون دختر. آینده مبهمش. کتک هایی که خودره….

پاسخ:
متاسفانه بله .
نیره
Guest
نیره

البته که باور نمیکنم
میخواستم ببینم موضعشون چیه
این طور که معلومه دست پیش رو گرفتن که پس نیفتن!

پاسخ:
دقیقا !
نسرین. م
Guest
نسرین. م

جاهای دیگه رو نمی دونم ولی استرالیا اگر یه دختر و پسر یا یه زن و مرد سه ماه با هم زندگی کنند، خانواده محسوب میشن. احساس مسئولیت در مورد بچه هاشون می کنن، ارث می گیرن و حتا اگر با هم نساختند و جدا شدند، هر چی دارن بینشون نصف میشه. حتا اگه یکیشون اصلن کار نکرده باشه. میگن:
زن خانمی کرده که مرد تونسته پول جمع کنه یا خونه بخره و…

اتفاقن خیلی هم به اصول خانواده پایبندند. البته خوب و بد دارن. مثل همه جا

پاسخ:
پس مقایسه کنیم احساس مسئولیت ها رو !
میلاد ک
Guest
میلاد ک

چیزی نمیشه گفت….
با سرنوشت باید جنگید
واسه همه خوب نمیاره….
جنگ کن و با سرنوشتت مبارزه سختی رو شروع کن
شاید پیروز شدی….

پاسخ:
جنگ هم انرژی می خواد و انگیزه !
نسرین. م
Guest
نسرین. م

😆 امان از دست این خودم 😆

کاش بعد از شستشوی دست و بالش برگرده بازم بنویسه! 😆

پاسخ:
کلی طول می کشه آثار اون خاک ها رو از بین ببره !
الناز
Guest
الناز

منیژه جون دلیل بیشتر شاکی شدن از قاضی اینه که خوب انتظار بیشتری ازش داریم!!!!. انتظار داریم عادل باشه. حرفه ای باشه. از کودکیم یادمه که قاضی به پزشکی از فامیل که همسرش چنان زده بودش که پاش شکسته بود گفته بود که این که نشد دلیل. من هم پای زنم رو شکستم. هیچ وقت از ذهنم بیرون نمیره.

پاسخ:
متاسفانه قوانینمون هم اشکالاتی داره که دست خیلی ها رو باز کرده و دست خیلی دیگه رو بسته .
شادمانه
Guest
شادمانه

نشانه ها رو دست کم می گیریم
ساده انگاری میکنیم، بعد انتظار داریم همه چی روند ساده خودش رو طی کنه
به پیش فرضهامون اعتماد بیش از اندازه میکنیم

پاسخ:
یه وقتایی لازمه بی رحمانه وضعیت و خودمونو نقد کنیم و در کمال صداقت با خودمون برخورد کنیم . شاید بشه به این طریق رحمی به حال خودمون کنیم .
دختره
Guest
دختره

اون قاضی را باید له کرد. یک بار باید کتک مفصلی بهش زد تا دیگه در مورد زن کتک خورده این طور نظر نده.

پاسخ:
فکر کن الان بری به این قاضی این کامنت ها رو نشون بدی ! به نظرت تجدید نظر می کنه ؟
ئر ضمن عجب لطفی داشته اون دوست وبلاگی به شما !
SETARE
Guest
SETARE

مملکت ماس دیگه گل و بلبله
دلم یه دنیا فحش و بد و بیراه میخواد بفرستم واسه این قانون و قضا

پاسخ:
چقدر قضات طرفدار دارن اینجا !
منیژه
Guest
منیژه

به آینه ی عزیز
دوست عزیز متاسفانه مشاور مرد تقریبا مسن نمی شناسم . یکی از دلایل اینه که کار مشاوره فرسایشی یه و تقریبا همه بعد یک مدت این کار رو کنار می ذارن به همین دلیل تقریبا همه جوان هستن .

مهربانو
Guest
مهربانو

خوب البته منم جدا شدم ها ولی هر چی فکر میکنم میبینم بنظرم اینا خیلی ازدواج رو شوخی میگیرن و بدون مطالعه و سرسری ازدواج میکنند .. یعنی اصلا از قبل فکر نمیکردند این خونه که دارند میسازند رو آبه؟؟؟ از این مقدمات ، توقع معجزه دارند؟؟ فکر میکنند یه آدم با این همه علامت یهو ممکنه که یه همسر حتی یه ذره خوب ازشون دربیاد؟؟ 😕

پاسخ: آدما فکر می کنن بعدا درستش می کنن ولی خوب …
سحر
Guest
سحر

سلام من يه سوالي از شما داشتم من تازگي يه مشكلاتي برام پيش اومده مثلا وقتي كسي باهام حرف ميزنه متوجه نميشم چي ميگه به آخر حرفاش كه ميرسه مجبورم بگه چي شد دوباره بگو وديگه اينكه بيشتر اوقات كيفم را چند بار چك ميكنم كه مبادا چيزي جا گذاشته باشم موبايلم را ميذارم تو كيفم ولي از خانه كه ميام بيرون مي ايستم دم در تمام كيفم را ميريزم بيرون تا مطمئن شم كه همراهمه و اين تا رسيدن به مقصد چندين بار ادامه دارهديگه اينكه تازگي موقع خوابيدن حتما بايد از چشم بند و تو گوشي استفاده كنم… ادامه نظر»

مریم
Guest
مریم

من همیشه نوشته هاتونو میخونم اما تاحالا نظر ندادم.واقعا تجربه های جالبیه.من این روزا دارم به این نتیجه میرسم اصلا تو این زمونه پسری سر به راه پیدا نمیشه خلاصه یه جایی یه روزی سوتی میده 🙁

پاسخ:
من معتقدم اینقدرها هم اوضاع بد نیست . نباید همه ی موضوعات این وبلاگ رو به همه ی مردها و یا زن ها تعمیم داد .
خودی
Guest
خودی

خدایا
دلم میخواد دادبزنم

پاسخ: بزن عزیزم خودتو اذیت نکن .
نازگل
Guest
نازگل

جدا واسم سوال شده. چطوری بعضی از دخترای چشم و گوش بسته باید بعضی پسرای هفت خط رو بشناسن؟
مساله بعدی هم اعتماد از دست رفته هست که دیگه بعد از این جریانات باید جون کند تا بتونی به کسی اعتماد کنی

پاسخ:
قسمت اول رو شاید نیازه کمی جدی تر خودمونو دوست داشته باشیم و وقتی بویی از هفت خطی به مشاممون می رسه ازش نگذریم و سر خودمون کلا نذاریم .
در مورد قسمت دوم هم باید گفت خیلی دیر اعتماد برمی گرده وشاید تا لحطه ی مرگ یه استرس کوچیکی به همراهش باشه .
اطهره
Guest
اطهره

سلام.منیژه جان یه جاری سخن چین و دورو دارم که حرفای منو با ذهنیات خودش مخلوط میکنه و تحویل مادرشوهر و خواهرشوهرم میده و باعث دو بهم زنی میشه..آدم خود کم بین و حسودیه و خیلی با سیاست برخورد میکنه..به نظر شما با همچین آدمی چطور برخورد کنم؟ پاسخ: سلام . دوست عزیز یکی از مشکلات افراد اینه که مثلث سازی می کنن مثلا وقتی کسی با من مشکل داره یا از من ناراحته ، با یکی دیگه حرف می زنه و اون یکی میاد چه خواسته و آگاهانه و چه ناخواسته و ناخودآگاه جور دیگه با کم و زیاد… ادامه نظر»

منیژه
Guest
منیژه

به الهام عزیز
دوست عزیز نمیشه زیاد مطمئن حرف زد شاید ایشون واقعا رو پوشش حساس هستن . وقتی از اندام و …. حرف نمی زنن نمیشه فرضی که گفتید رو براشون متصور شد.

مستوره
Guest
مستوره

یعنی با وجود این همه دلیل!!! بازم حق رو به مرد داده!!!!؟؟؟
واقعا که!….

پاسخ:
دلایل در قانون تعریف نشده ولی با خواهرم که صحبت کردم گفت میشه طلاق رو گرفت ولی کمی سخته .
دختره
Guest
دختره

منیژه جان دوباره دارم این متن را می خوانم. به جان پدرم اگر نمی شناختم ات فکر می کردم داری خالی می بندی. آخه مردک حلقه هم براش نخریده؟ برای چی زن اش شده؟ این خانم مگر چه مشکلی داره که فکر کرده از این آقا شوهر بهتر پیدا نمی شه؟گفته حلقه ی سابق ام را فلان. به خدا یک وقت هایی فحش دادن کار درست و عین عقل و اخلاق است. ول اش می کرد راحت می شد. پدر دختر هم که هزار ماشالا ته بی شعوری. پاسخ: خیلی باید روی این دختر کار شه و فعلا کارهای طلاقش… ادامه نظر»

آزاده
Guest
آزاده

تكان دهنده بود!

پاسخ:
بله متاسفانه .
yasaman
Guest
yasaman

وای خدای من.فکر کنم قلبم دیگه وایساده .هنگ کردم.
چرا این دختر همون اول متوجه سردی این مرد نشد

پاسخ: شاید هم شده ولی فکر کرده درست می کنه .