//هیس ! کسی اعتراض نکنه !

هیس ! کسی اعتراض نکنه !

دو سه سالی به شصت سالگیش مونده ، توضیحی درباره ی بچه هاش
می ده و می گه می خوام بدونید از بچه هام راضی ام و خدا رو شکر موفقن از بابتشون
نگرانی ندارم ، می خوام درمورد خودم و خانمم حرف بزنم .

دو سه روز دیگه سالگرد سی و یک سالگی ازدواجمون هست ، می
خوام منصفانه حرف بزنم ، نمی خوام خودمو مبرا از اشکال و خانمم رو مشکل دار نشون
بدم ولی مسائلی هست که منو اذیت کرده ، تصمیم هایی دارم و می خوام با شما مشورت
کنم درباره ی تصمیمم .

من سه تا اشکال عمده داشتم یکی اش این بود که بدون همسرم و
همیشه با دوستان دوران دانشگاه می رفتیم مسافرت خارج از کشور ، خیلی از کشورها رو
هم رفتم ، خانمم همیشه می گفت می خواد با من بیاد ولی من نمی بردمش و با دوستام می
رفتیم عشق و حال ، مشکل دومم هم این بود که مشروب می خوردم ، چند باری هم تصمیم
گرفتم و کنار گذاشتمش ولی دوباره رفتم ، ولی قسم می خورم ده روزه تصمیم گرفتم که
نخورم و به مقدسات قسم دیگه نمی رم سراغش ، حتی اگر بیان آیه ها رو عوض کنن و بگن
حرام نیست یا دکتر بگه حتما برای سلامتی ات باید بخوری ، دیگه نمی خورم ، اشکال
سومم هم اینه ، تو کل عمرم فقط یک بار ، با ماشین خیابون بودم ، یه خانم حدودا 25
ساله با یه بچه رو سوار کردم ، عقب نشستن ، شروع کرد به حرف زدن و گفت شوهر و پدرش
تو تصادف مردن و حالا با یه بچه پیش مادرش زندگی می کنه ، ازم پرسید شغلت چیه و
منم گفتم ، بهم گفت 4 عصر باز هم دیگه رو ببینیم و منم قبول کردم ، 4 که رفتم تنها
اومده بود و بچه رو نیاورده بود ، گفت ازت خوشم اومده ، جنتل منی ، به نظر میاد
جربزه داری و … از مردای مسن خوشش میاد و …. فهمیدم داره هندونه میذاره ، بهش
گفتم من نمی تونم این جوری با تو رابطه داشته باشم باید صیغه ات کنم ، استقبال کرد
و دستش رو گذاشت رو دستم . دو روز گذشت و من رفتم میوه برای خونه بخرم یادم رفت
گوشی ام رو ببرم ، از اونجا که خدا می زنه پس کله ام و خدا رو شکر که زد ، این
خانم زنگ می زنه ، خانمم گوشی رو برمی داره و می گه با من دوسته و…. حالا تصور
کنید من میوه به دست اومدم خونه و خانمم جلوی در منتظرمه ! دیگه هرگز این اتفاق
تکرار نشد .

اما حالا مشکل کجاست ؟ من ده روزه ترک کردم خانمم باور نمی
کنه که نمی کنه ، به من می گه الکلی ، هر روز سر این موضوع دعوا داریم ، غر می زنه
، من رفتم یه خونه دیگه خریدم و بهش هم گفتم ، می گه خونه خریدی که خانم ببری ، می
گم اگه می خواستم این کار رو بکنم به تو می گفتم خونه خریدم ، کجا خریدم ؟ چند
روزی لج کردم رفتم تو اون خونه ، 5 صبح با آژانس میاد کلید میندازه ببینه کسی با
من هست یا نه ، می بینه خبری نیست ، با این کارا ازش متنفر شدم دارم به یه خانمی
که 15- 20 سالیه از همکاراس و می دونم ازدواج نکرده فکر می کنم ، این خانم خیلی
بهم احترام میذاره ، فکر می کنم دوسم داشته باشه ، فکر کنم خوشبختم کنه ، من بچه
نیستم که جو گیر شم ، نظرم درمورد این خانم درسته ، حالا شما بهم بگید من چی کار
کنم ؟

می گم فکر کنید کیف شما رو میزه برای چند لحظه می رید بیرون
من دستمو می کنم تو کیف شما ، تو اون لحظه شما وارد می شید و می بینید ، هر چی
توضیح بدم که کلیدم افتاده بود می خواستم بردارم یا دستمال می خواستم شما باور می
کنید ؟ دیگه کیفتونو پیش من میذارید ؟ ناخواسته هم بذارید دلتون شور می زنه و سریع
میایید سراغش ، قبوله ؟ می گه بله دیگه اعتمادی ندارم کیف رو بذارم پیش شما ، می
گم خوب 31 ساله یه موضوع همیشه تکرار شده ، گاه تصمیم گرفتید و عمل کردید که ترک
کنید ولی باز نتیجه نگرفتید ، چرا با گذشت ده روز از این موضوع انتظار دارید خانم
شما باورتون کنه ؟ شما به خودتون قول دادید ، منم می گم بهش عمل می کنید ولی خانم
شما نمی تونه به این سرعت باور کنه ، پس بهش زمان بدید و انتظار زیادی نداشته
باشید ، در مورد اون خانم هم ، چقدر ایشون رو میشناسید ؟ مجموع زمانی که در این
سالها ایشونو دیدید و خصوصیاتشونو میشناسید چقدره ؟ می گه همیشه فقط چند لحظه اونم
تو سرویس با هم سلام و علیک کردیم ، همین ، می گم چطور تشخیص دادید این خانم به
درد شما می خوره و در ضمن چطور می تونید بابت مسائلی که خودتون پیش آوردید و
قبولشون هم دارید اینقدر کم طاقت باشید و به خاطر اعتراض خانم 31 سال زندگی رو به
باد بدید ؟ می دونید رو زندگی بچه هاتون چه تاثیری می ذارید ؟ از پیامدهاش مطلع
هستید ؟

در مورد سفرهاتون چرا دیگه برای همیشه کنسل کردید ؟ خوب با
خانمتون برید چه مشکلی پیش میاد ؟ می گه دیگه تصمیم داره فقط سفرهای زیارتی بره !

قبول می کنه به خانمش زمان بده و کمی بیشتر طاقت بیاره و می
گه می تونم خانمم رو بیارم شما باهاش حرف بزنید ؟ بگید که من تصمیم گرفتم و روش
اصرار دارم ، می گم حتما وقت بگیرید ایشونو می بینم ، می گه فقط ده دقیقه ، باقی
ساعت رو منم می خوام باهاش تو اتاق مشاوره باشم می گم باشه مشکلی نیست ولی حواستون
هست شما بیشتر از یک ساعت حرف زدید و فکر می کنید ده دقیقه برای ایشون کافیه ؟

شاید به این نوشته‌ها نیز علاقه‌مند باشید

لعنت خدا بر رشوه‌دهنده و رشوه‌گیرنده... سه سالی بود که تو رابطه بودن، هر چی تلاش کرد این رابطه دوام بیاره راه به جایی نبرد، دو سال رفت انگلیس تا بتونه ریکاوری بشه و با تجدیدقوا برگرده. تازه...
تصمیم سخت ولی واجب! فرم پرشده رو نگاه می‌کنم، تعداد اعضای خانواده رو چهار نفر نوشته. یکی هم تو راهه. مرد و  زن هر دو شدیداً عصبی هستن. زن رو به مرد می‌گه تو حرف بزن من ح...
قضاوت نکنیم، کمک کردن چاره‌سازتر است.... جلسه اول نوزده‌ساله است، تو ۱۵ سالگی ازدواج کرده و بعد یک سال طلاق گرفته؛ الان همسر موقت و دوم مرد ۴۱ساله و پدر دو فرزند هست؛ مادرش تو خونه این آقا ...
روز سخت من … نامه ای که مشاور مدرسه اش برام نوشته رو می خونم ؛ به چند مورد اشاره کرده که به نظرم هر کدومش به تنهایی کلی جلسات مشاوره می طلبه ! افت تحصیلی ، مصرف مش...
مبارزه ی همه جانبه به جای زندگی جانانه !... حدود یک ماهه از قهرشون گذشته و خانوم تنهایی اومده مشاوره و شکایت اصلی اش اینه که آقا تحت سلطه ی والدینشه و از خودش اراده ای نداره و ... قرار می شه آقا...
توسط |۱۳۹۲-۱۰-۲۶ ۱۵:۲۵:۰۰ +۰۳:۳۰۲۶ دی, ۱۳۹۲|تجربیات اتاق مشاوره|۳۶ نظرات
avatar
جدیدترین قدیمی‌ترین با بیشترین رأی
نسرین. م
Guest
نسرین. م

نع… خوشم نیومد منیژه جان. اصلن منصف نیست.
خوشی هاشو تنهایی کرده حالا فقط موقع زیارت می خواد بره اونم باز نگفته با همسرش میره یا تنها.
عجب عکس گویایی!

پاسخ:
نگران نباش درست می شه ، هر دو با هم جاهای مختلف می رن .
نسرین. م
Guest
نسرین. م

اون بالا نوشتی مشاوری ولی می خوای گاهی از روزمره هات بنویسی.
بیا و یه بار بنویس!

بگو وقت دارم؟

پاسخ:
چی بنویسم تو بگو من می نویسم .
نسرین. م
Guest
نسرین. م

اول اینکه ازت ممنونم دوست جدیدمونو راهنمایی کردی.
دوم اینکه،
جریان یه روز تعطلیتو بنویس. از چیز جالبی که دیدی. دلم می خواد بدونم با بینشی که تو می تونی داشته باشی و آدما رو عریانتر ببینی، کی و چی برات جالبه؟
چی به تعجبت میندازه؟
از چی لذت می بری؟
دلم می خواد بشناسمت.
حالا می نویسی؟

پاسخ:
اول این که خواهش و
دوم این که بابا کی من ملت رو عریان می بینم ! روز تعطیلم که اغلب استراحت و یا با خانواده اس ولی چشم می نویسم حالا یا تعطیل یا یه روز کاری .
ازخاوران
Guest
ازخاوران

شوهر من هم قبول داره اشتباهاتی کرده
اما بجای جبران میگه من همینم و باید جدا شیم چون به درد هم نمی خوریم…
اینو گفتم که گفته باشم…

پاسخ:
چی بگم .
زهره
Guest
زهره

منیزه جان من با یک اقایی یک مدت دوست بودم البته به اصرار خودم.اون میگفت یا صیغه ام شو یا برو که منم رفتم ولی هنوزم دوستش دارم و اصلا نمیتونم فراموشش کنم دلم خیلی براش تنگ میشه.هیچ شناختیم ازش ندارم.حالا بگو برم مشاوره میتونم فراموشش کنم.بهت بگم 32 سالمه مجردم از بیست سالگی هم بیش روانبزشک میرم قرصهای کاربامازبین و اسکازینا میخورم.مانیا دبرشن سافت دارم. پاسخ: اگه خوب دقت کنی تو فاز مانیا به اصرار خودت باهاش دوست شدی و تو فاز دپرسیو دلتنگی ات اذیتت می کنه . اصلا باید همراه با دارو مشاوره می شدی تا مشکلت… ادامه نظر»

محبوب
Guest
محبوب

هرچه سنشون بالاتر می ره حق بجانب تر می شوند چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ:
انصافا به همه ی حرفام گوش داد و پذیرفت اشتباه می کنه و باید فرصت بده ولی یادمون باشه آستانه ی شنوایی مردها کوتاهه و نباید یه چیزی رو بارها و بارها بهشون گقت . خانم ها فکر می کنن حرف می زنن و آقایون غر زدن می بینن .
مینروا
Guest
مینروا

هوم. من یکی و میشناسم که همین وضع بوده. گویا ازینایی بودن که یه زنی و براشون میگیرین ندیده و نشناخته. و ایشونم بعد 10 سل میرن ازدواج مجدد میکنن با یه خانوم دوم البته پنهانی و …بعد خانوم میفهمن. ولی این خانم سر لجبازی زندگی خودشو شوهرو بچه هاشو یه جا به باد داد. یعنی سر لجبازی با آقا کاری کرده که دو تا پسراشون معتاد شدن، حاضر آبرو دخترشو جلو داماد ببره ولی جرو بحثشو با آقا ادامه بده و …. البته من قبول دارم آقا اشتباه بزرگی کرده ها ولی یه جایی باید تموم شه. این آقا… ادامه نظر»

مینروا
Guest
مینروا

در مورد پست غیر مشاوره ای.. من دوست دارم بیشتر بدونم راجع بتون… اینکه چند سالتونه و بچه دارید یا نه … کجا دانشگاه رفتید و …. یا مثلا خودتون شکست بزرگ داشتید تو زندگی ….

پاسخ:
قرار شد از یه روز تعطیل یا کاری حرف بزنم ها !
مینروا
Guest
مینروا

هوم. دیشب مامان اون دوستم فوت کرد. نمیذاره برم پیشش. میگه دوست ندارم تو این وضعیت کسی و ببینم… 🙁

پاسخ:
اجازه بده حالش بهتر شه بعد ببینش .
صفورا
Guest
صفورا

به نام یزدان پاک .

سلام . وای که این مردها چقدر همیشه فقط خودشون رو میبینن . البته عمومیت نداره ولی اکثریت داره .

پاسخ: سلام . بله همینطوره .
پژمان
Guest
پژمان

از وقتی پوستر نه چندان جالبی از پیامی در عربستان که در وبلاگ مبارزه با کودک آزاری دیدم، تصمیم گرفتم تصاویری رو طراحی کنم و تو فضای مجازی پخش کنم یه مجموعه ی کامل از پیامهای مربوط به کودک آزاری همراه با تصاویر…فقط خواهشا برای پیامهاش کمکم کنید و یه مجموعه پیام بهم بدید که در فرصت مناسب شروع کنم…لازم میدونم بگم که من فیلمساز و طراحم و به خاطر همین میخوام تو این کار و آگاهی مردم نقشی داشته باشم همین…ممنون میشم

پاسخ: میشه تصاویر رو دید ؟ شاید اونجوری بهتر بشه پیامش رو پیدا کرد .
فرشته
Guest
فرشته

از قول من بهش بگو توبه گرگ مرگِ باباجان

پاسخ:
چشم . ولی خودشم به این معتقد بود هر چند غر زدن خانم رو دیگه زیادی می دونست .
tiroozh
Guest
tiroozh

che marde khodkhahi, be nazere man ke tobe gorg marge, taghir bade 60 sal !!!!!!????? ah ah ,bicharte zanesh ke hame zendegish ba in adam haroom karde, hanooz ham agha fekre eshgh o hale khodeshe. gahi fekr mikonam nasle maman haeye ma aslan khoshbakht naboodan bichareha (axe mesle hamishe aaaaaaaaaaaalie ) .

پاسخ:
جالبه خود آقا هم برای عدم موفقیتش در ترک الکل گفت توبه ی گرگ مرگه ! نمی دونم چرا مردها اونقدری که برای خودشون حقو حقوق قائلن برای زنشون و یا زن ها قائل نیستن ! البته یه تعداد کمی مستثنا هستن.
خودم
Guest
خودم

وایییی چه همه خود محوری تعدیل نشده….

پاسخ:
یه وقتایی حواسمون نیست ولی خیلی خودخواه می شیم .
نیره
Guest
نیره

عکس خیلی عالی و گویاست
بیچاره خانومه چقدر اذیت شده این سالها…

پاسخ:
ممنون . آقا اعلام آمادگی کرده برای بهبود اوضاع.
حیدری
Guest
حیدری

سلام و وقت بخیر دارم خدمت شماخسته نباشید میگم خدمتتون.از این ادمهایی بوده که میخاد تغییر کنه اما مثل دوران دبیرستان ما که هی میگفتیم از شنبه دیگه درس میخونم و این شنبه هنوز… خانم …… یکی از چیزهای که برای من جالب و تعجب انگیزه و در عین حال بسیار بجا و دقیق انتخاب میشه عکسهایی هستش که شما میزارید. احتمالا شما خیلی نکته بین و دقیق هستید که وقت میزارید تا بهترین عکس رو انتخاب کنیددر هر صورت کارتون عالیه.من یکی از همکارام رو میخواستم خدمت شما برای مشاوره قبل از ازدواج معرفی کنم شما تو این زمینه… ادامه نظر»

هانیه
Guest
هانیه

محل کارت رو میگی؟من بیام برا ویزیت؟حالا خودتم نه یکی از دوستاتو که کارش خوبه بگو.

پاسخ:
هانیه ی عزیز شماره ای بذار با شما تماس گرفته می شه . دفتر ما خ کریمخان هست .
ماتیوس
Guest
ماتیوس

سلام و تبریک بابت وبتون … خاموش بودم ولی دوست دارم اینو بنویسم:

در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است ور نه هر گبری به پیری می شود پرهیزگار…
این آقا کلا زندگیش عشق و حال بوده و تمام این مدت هم خانمه نشسته و بچه ها و زندگی رو مدیریت کرده، خداییش که خیلی خوش اشتها ست.

پاسخ:
سلام و سپاس و ممنون که می خونید .
به نظر می رسید این آقا آمادگی داره که بشنوه و عمل کنه ، امیدوارم بتونم به متعادل شدن زندگیشون کمکی کنم .
سمر
Guest
سمر

خوب نوشتیدش 🙂

پاسخ:
ممنون.
زهره
Guest
زهره

تو کدوم شهری میخوام بیام ژیش تو من تهرانیم.ولی انصافا تشخیصت درست بود.روانژزشک همش میخواد قرص بده منم نمیتونم از این بیشتر بخورم اصلا اعتقادیم به این دارو درمانیها ندارم.

پاسخ:
منم تهرانیم و تو تهران زندگی می کنم .
نسرین. م
Guest
نسرین. م

خب پس روز تعطیل و استراحتتو بذار واسه خودت خصوصی بمونه. روز کاری هم جالبه.

پاسخ:
چشم عزیزم .
آدم چاق
Guest
آدم چاق

ای بابا چقدر برخی از این مردها خودخواهند.

پاسخ:
یه وقتایی آدما کاراشونو خیلی کوچیک می بینن غافل از این که پدر طرف مقابل در امده !
منیژه
Guest
منیژه

به سالی عزیز
بعد دفاع ارشد باید یک سال و نیم دیگه برید و مدارک رو بدید سازمان نظام روا نشناسی تا دعوت کنن برای مصاحبه و البته قبلش چون لیسانس مرتبط نیست سازمان آزمونی می گیره ، باید حدود 800 ساعت کاروزی و کلاس آموزشی گذرونده باشید بعد مصاحبه ی علمی سازمان وبعد اخذ پروانه .

منیژه
Guest
منیژه

به زری عزیز
از این نویسنده کتاب های زیادی هست و احتمالا همون انتشارات هم چاپ کرده . کتاب برای روابط بهتر کاری نکنید هم کتاب خوبیه .

پژمان
Guest
پژمان

من می خوام از پیام هایی که درینمورد مهمه و از شما می گیرم، تصاویر رو طرح کنم.
پیام هایی که بنظرتون بهتر و حساس تر و مهم تره.

پاسخ: بله !
ز.ی
Guest
ز.ی

منیژه جان منم یه مشکل مشابهی با همسرم دارم، البته فقط در مورد سیگار.بارها قول داده دیگه نکشه و دیگه در این مورد به من دروغ نگه،،، اما این مسیله بارها تکرار شده و بدترش اینه که دایما تلاش داره مساله رو پنهان کنه و خودم متوجه میشم.من نمیتونم با این مساله کنار بیام، فکر به اینکه سیگارمیکشه خیلی آزارم میده…البته خدا رو شکر در زمینه های دیگه مشکلی نداریم و رابطه نزدیکو صمیمی باهم داریم .بنظرم حرفا و دبدگاهام تو سایر رمینه ها روش اکثرا تاثیر داره اما در مورد سیگار نه خواهش نه منطق نه دعوا کارساز نبوده….شوهرم… ادامه نظر»

لیلا نایب
Guest
لیلا نایب

بی صبرانه منتظر جوابتون هستم

پاسخ: دوست عزیز به نظرم زیاد ایشونو جدی گرفتی و اجازه می دی عصبانی ات کنه . فکر می کنی کارای ایشون شما رو عصبانی می کنه یا فکری که در مورد کاراش شما می کنید ؟ به افکاراتون نگاه کنید و ببینید می تونید جور دیگه ای فکر کنید . مثلا اینجور فکر کنید که با همه اینجوریه و نیش عقرب ….
شبنم
Guest
شبنم

سلام10 ساله ازدواج کردم و تا الان مشکل خاصی با همسرم نداشتمفقط چند روز پیش یه خانمی زنگ زدن و گفتند که از زندگی فلانی(اسم همسرم را گفت) برو بیرون اون منو خیلی دوست داره اس و ام اس و تلفن های منو تو گوشیش ندیدی و از این حرفا شوکه شده بودم نتونستم حرفی بزنمبه همسرم گفتم گفت شماره اونو بده تا ببینم کیه به نظرتون چی کار کنم خیلی خیلی بهم ریختم ….:((((( پاسخ: سلام . حتما پی گیر موضوع باشید و به همسرتون و اون خانم بگید قانونی این قضیه رو دنبال می کنید . یا واقعا… ادامه نظر»

نسرین
Guest
نسرین

منیژه جان سلام
پژمان تو اون وبلاگ پیام گذاشته بود من به اسم خودش برات نوشتم.

چه جوابی بهش بدم عزیزم؟

پاسخ:
سلام عزیزم . من متوجه نمی شم در ارتباط با پژمان چی کار باید کنم !؟
رایا
Guest
رایا

یعنی تا حالا شده مردی هم یتونه یه زن رو واقعا درک کنه ؟؟

بعید میدونم

پاسخ:
عزیزم خود حضرت آدم هم دائم با حوا دعواش می شده پسش می ده به خدا باز طاقت نمیاره گریه می کنه و از خدا می خواد برگردونتش !
حالا از باقی شون چه انتظاری داری ؟ ما برای آرامش خودمون باید انتظاراتمونو یا کم کنیم یا قطع کنیم .
شوخی بود هست و لی اندک !
مهسا
Guest
مهسا

منیژه جون سلام. یه راهنمایی ازت میخوام. همسر من مدتیه تمایل به قلیون پیدا کرده. از سیگار و هر گونه دود بیزاره، اما این قلیون رو دوست داره و قبلا هر چند ماه یک بار میرفتیم و بیرون با هم قلیون میکشیدیم و من اوکی بودم. اما مدتی پیله کرد به قلیون خریدن و دیدم ناراحت میشه و منم اجازه دادم بخره به شرط استفاده ی کم. الان هم مثلا ماهی 2 بار میکشه، هر بار هم کلی منت میکشه تا اجازه بدم و یک بار که میکشه سریع جمع میکنه، البته میدونم اگه اجازه ندم ناراحت میشه و دفعه… ادامه نظر»

نسرین
Guest
نسرین

این آقای پژمان طراحه. می خواد پوسترهایی برای مبارزه با کودک آزاری برای مردم ایران درست کنه و در دنیای مجازی به نمایش بذاره.
می خواد بدونه روی چه پیام هایی کار کنه که بیشتر موثر باشه برای این مبارزه.
مثلن:

به بدن من دست نزن!

من بدون پدر و مادرم با کسی جایی نمی رم.

من به بدن خودم احترام میذارم و نمیذارم کسی اونو ببینه.

یا… ؟

پاسخ:
همه ی اینا که گفتی خیلی خوبه ، بد نیست از وحشت قربانی ، از تاثیرش در بزرگ سالی ، از بدبین شدن این افراد ، ترس و … هم بکشه .
نسرین. م
Guest
نسرین. م

ممنون

پاسخ:
خواهش عزیزم
لیلا نایب
Guest
لیلا نایب

خیلی خیلی ممنون از لطفتون
راست می گید و فکر می کنم مشکل اصلی من زودرنجی خودمه تا اخلاق دیگران! باید روی خودم کار کنم و البته نمی دونم چطور… چون همیشه تغییرات در من موقتیه… و دوباره با یک ناراحتی روز از نو و روزی از نو…

پاسخ:
خواهش می کنم . به این نگاه کن که واقعا رفتار افراد تو رو می رنجونه یا فکری که پیش خودت می کنی . برو مدت کوتاهی پیش مشاور تا به آرامش برسی و اصلا بدونی چه باید بکنی .
میترا
Guest
میترا

این آقا تصمیمشو گرفته. برنامه هاشو چیده، خونه خریده، ترک اعتیاد کرده و همه با انگیزه ازدواج جدیدشه. اومده مشاوره که بگه مثلا مشاور هم منو تایید کرد و وظیفه سنگین اطلاع رسانی به خانم در مورد تصمیمش را به شما واگذار کنه. طفلک زنی که جوونیشو با این مرد گذرونده و حالا اینه مزد دستش!

پاسخ:
نه عزیزم . کسی نمی تونه از این تایید ها از من بگیره ، این آقا هم از همه ی فکراش حداقل پیش من صرف نظر کرد .
ر.ص
Guest
ر.ص

سلام خسته نباشید
از دست این آدمای خودخواه داستان جالبی بود لطفا در این موارد شغل و وضع ظاهری فرد را توصیف بفرمایید

پاسخ:
سلام و ممنون . متاسفانه یه وقتایی نمیشه مستقیم به شغل افراد اشاره کرد ولی در ارتباط با ظاهر چشم .