پذیرش

با وجود مخالفت خانواده ها با هم ازدواج می کنن ، همسایه ی دیوار به دیوار هم بودن ، برای این که خانواده ها کمتر دخالت کنن میان تهران ولی تجربه نشون داده دوری و مسافت هم اگر شرایط دیگه مهیا نباشه چندان کار ساز نیست !

مثل خیلی از خانواده های ایرانی بالافاصله بعد از ازدواج انتظار فرزند از زوج جدید می ره ، خودشونم بی میل نیستن ، اقدام می کنن ، تو شش ماهگی جنین بهشون اعلام می شه جنین میکروسفال هست ( علت این بیماری عدم رشد سلول های مغزی است که در نتیجه ججمه رشد کافی نکرده و کوچک می ماند  و بعد از سندروم دان شایع ترین عقب ماندگی ذهنی است ) ، به صورت طبیعی جنین مشکل دار مرده به دنیا میاد ، یک سال بعد دوباره اقدام می کنن سونوگرافی دوباره مشکل میکروسفالی رو برای جنین تشخیص می ده ، سقط جنین می کنن ، پی گیر مشکل می شن ، آزمایش های متفاوت از جمله آزمایش ژنتیک می دن ، تو آزمایش ژنتیک چیزی مشخص نمی شه ، تحت نظر پزشک دوباره بارداری صورت می گیره ، هزینه های زیادی می کنن ، سونوگرافی می کنن ، کسی حرفی از مشکل دار بودن جنین نمی زنه ، نوزاد به دنیا میاد ، متاسفانه الان که 10 ساله اس هنوز گردن نگرفته ، میکروسفاله و چند اختلال دیگه هم داره ، مادر 10 ساله غذا رو پوره می کنه و می ریزه به حلق فرزندش ، دوباره اقدام به بارداری می شه ، آزمایش ها به فرانسه فرستاده می شه ، دوباره مشکلی در ژنتیک نیست ولی فرزند چهارم و پنجم هم مشکل دارن و سقط می شن .

مرد همه ی مشکلات رو از زنش می دونه ، با همسرش درگیره ، به صراحت بهش می گه ازت متنفرم و نمی خوام ببینمت ، از خونه ی من برو بیرون ، من بچه می خوام یا طلاق بگیر و برو یا اجازه بده زن بگیرم تا برام بچه سالم بیاره ، مادرشوهر می گه دیدید برای پسر بزرگم خودم زن گرفتم بچه های سالم دارن ؟! زن هم معتقده چون خواهر شوهرش بعد از 7 سقط جنین مشکل دار یک فرزند سالم به دنیا آورد ، اگر من هم 7 بار امتحان کنم شاید بچه ی سالمی داشته باشم !

طبق سفارش دوستان تذکر و سفارش و راه حل و جمع بندی با شما .

شاید به این نوشته‌ها نیز علاقه‌مند باشید

لعنت خدا بر رشوه‌دهنده و رشوه‌گیرنده... سه سالی بود که تو رابطه بودن، هر چی تلاش کرد این رابطه دوام بیاره راه به جایی نبرد، دو سال رفت انگلیس تا بتونه ریکاوری بشه و با تجدیدقوا برگرده. تازه...
تصمیم سخت ولی واجب! فرم پرشده رو نگاه می‌کنم، تعداد اعضای خانواده رو چهار نفر نوشته. یکی هم تو راهه. مرد و  زن هر دو شدیداً عصبی هستن. زن رو به مرد می‌گه تو حرف بزن من ح...
قضاوت نکنیم، کمک کردن چاره‌سازتر است.... جلسه اول نوزده‌ساله است، تو ۱۵ سالگی ازدواج کرده و بعد یک سال طلاق گرفته؛ الان همسر موقت و دوم مرد ۴۱ساله و پدر دو فرزند هست؛ مادرش تو خونه این آقا ...
روز سخت من … نامه ای که مشاور مدرسه اش برام نوشته رو می خونم ؛ به چند مورد اشاره کرده که به نظرم هر کدومش به تنهایی کلی جلسات مشاوره می طلبه ! افت تحصیلی ، مصرف مش...
مبارزه ی همه جانبه به جای زندگی جانانه !... حدود یک ماهه از قهرشون گذشته و خانوم تنهایی اومده مشاوره و شکایت اصلی اش اینه که آقا تحت سلطه ی والدینشه و از خودش اراده ای نداره و ... قرار می شه آقا...
توسط |۱۳۹۳-۹-۲۲ ۱۹:۳۰:۰۰ +۰۳:۳۰۲۲ آذر, ۱۳۹۳|تجربیات اتاق مشاوره|بدون ديدگاه
avatar